معلم

بنام يگانه معلم هستي

نام:   مريم

نام خانوادگي: صديق پور

نام دبيرستان:شهيد همت

 

 

 

عنوان: سؤال

 

 

تقديم به همه معلمان پرآوازه ميهن شهيرم ايران

 

 

 

شبي از شبها ,به تفكر نشسته بودم كه عاشق ترين عاشقان كيست؟

چون چشم گشودم ,خود را در بياباني بي انتها يافتم كه شعله هاي سوزان آفتاب بر ريگزاران تازيانه ها مي نواختند,در دوردستها آشفته حالي را ديدم كه بر درختي خشكيده تكيه زد ه بود پيشتر رفتم ,آه اي خداي من! او بيابانگرد تاريخ عاشقان بود.در مقابلش زانو زدم ,گفتمش:"اي مجنون هميشگي تاريخ! آيا از تو عاشق تر است"؟

سر بر كرد ,نگاهي در من انداخت و گفت:"آري". شگفت زده پرسيدم:" او كيست"؟گفت:"همو كه ليلاها پرورده است ,همو كه پيشه اش سوختن وساختن وپروريدن روح و خرد است.همو كه مي افروزد چراغ دانش را تا غافلان و ره گم كرده گان ,راه از بيراهه باز شناسند ودر بيابان جهل و ناداني و خموشي آواره نگردند. همو كه مجنونها مي پرورد  تا ديوانه ي  ليلاي دانايي ودانش گردند".

گفتم "اين مجنون پرورتاريخ كيست"؟

با انگشت بر ماسه هاي تفتيده ي بيابان سوزان نگاشت:"معلم"

چون د يده از ريگهاي روان برگرفتم ناگهان خود را در كوهي سربرافراشته يافتم ,پريشان حالي با تيشه بر سنگها مي نواخت و ناله هايشان در كوه مي پيچيد.آري او شكافنده ي سنگهاي بيستون بود.گفتمش :"اي كه در نبرد عشق مردانه كمر بستي و به جنگ صخره ها آمدي تا شيرينت را از دل سنگها به چنگ آوري,آيا عاشق تر از تو در تاريخ عاشقان هست"؟

قامت راست كرد,تيشه اش بر سنگي تكيه د اد و گفت:"هست".

چشم در چشمش دوختم .گفت:"او كه سنگهاي جهل و ناداني را با تيشه ي آگاهي و دانايي خود مي شكافد و در صخره هاي انديشه ي آدميان سوسوي دانش را به ارمغان مي آورد.او كه با تيشه ي جهل بر خود سنگهاي بي ايماني و بي خردي  و ناسپاسي و بي دانشي را مي كاود و انديشه ي ايشان ر ا با نور علم و خرد وايمان راستين وسپاس گزاري صيقل مي دهد تا جايگاه شيرين گردد ".

سؤال كردم "او كيست"؟

تيشه اش را بالا برد و بر سنگها نواخت ,سنگ و تيشه با هم هم آوا شدند"معلم".

چون چشم از كوه برگرفتم خود را د ر چاهي ظلماني ديدم كه از روزنه اي كور سوي نور مي آمد  ,اندكي درنگ كردم تا چشمانم به اين تاريكي باشكوه خو بگيرد ,آن گاه خود را در برابر عاشق اسيري ديدم, آه اي يزدان پاك!او چاه نشين عاشقان تاريخ بود.او را گفتم:"اي جدا مانده از معشوق و پرده نشين چاه عشق,بگو تا بدانم آيا عاشق تر از تو در تاريخ هست"؟

نوا سر داد:"آري".گفتم "او كيست"؟

جواب داد"همو كه منيژه وار از كور سوي چاه ظلمت انديشه ي  انسانها قوت دانستن ,معرفت ,عشق ,ادب ,اخلاق,از جان گذشتگي و چگونه بودن راروانه مي سازد تا از گمراهي ضلالت نجات يابد".

گفتم" اي دلباخته ي پاك باخته! به من بگواين منيژه ي آگاهي  كيست"؟

گفت:"سر بالا بگير تا بداني".

چون بالا را نگريستم نوري را ديدم كه بر ديواره ي چاه نقش"معلم"رارقم زد.

چشم فرو بستم تا نام معلم در جانم حك شود وقتي ديده گشودم خود را در  رزمگاهي ديدم كه شير مردي ديوي بر بالاي دست برده بود .او را خوب مي شناسم اقتدار كشورم. بانگ بر داشتم "اي گو نامدار ايران زمين!آيا از تو پهلوان تر در تاريخ كهن مرز وبوم من هست"؟

جهان پهلوان ديارم ديو زشت خو را بر زمين كوفت و ندا داد "بلي هست".

گفتمش :"آگاهيم ده كيست اين يل نامبردار"؟

آواز داد"كسي كه ديو بي ادبي,خودخواهي,دروغ,عصيان,غرور,دوگانگي ,پليدي وخوي اهريمني, راكمر مي شكند و بر زمين مي زند".

سؤال نمودم :"اي اسطوره ي هميشه ي ديار شيران و اهورائيان!اين اهورا مزداي اهريمن ستيز كيست"؟

پهلوان شهير آرياييان پر سيمرغ در مجمر آتش نهاد و سيمرغ بر بالهاي خود نام نامي "معلم"را نشانم داد.

ديدگانم به شكوه سيمرغ شگفت زده بود كه ناگاه خود را همراه كمان گير افسانه ايي ميهن آزاده ام يافتم ,زه كمان كشيده آماده ي پرتاب تير فاتحش بود.گفتمش:"اي افسانه ي هميشگي تاريخ ميهن آبادم!آيا تيز بين تر از شما در تاريخ وجود دارد"؟

كمان گير پرآوازه مهد دليران تير خود رها نمود  با تكان د ادن سر پاسخ آري داد.زانو زدم و پرسيدم:"كيست شاهين تيزبين تيز هوش تاريخ"؟

آهسته آوا داد كه"همو كه بر قلب بي سوادي, ناداني, نا آگاهي,ديو خوئي ,بي فرهنگي ,بي ناموسي ونژاد ستيزي تير دانايي مي زند تا فرزندان اين ديار كهن از تيرگيها ,پلشتي ها رها گردند وخود را بشناسند وقدر و ارزش ميهن خويش باز شناسند و در راه حفاظت از خاك پاكشان از جان پرمايه ي خويش بگذرند وخاك وطن را با خون خويش گلگون سازند و نام ميهن را در جهان پر آوازه كنند".

زانوي احترام بر زمين نهادم و پرسيدم "اين هماي سعادت كيست"؟آرش پرآوازه سرود "او عاشق ترين عاشقان واهورايي ترين موجودات" معلم "است. 

پايان

 

,

 

 

نكاتي در مورد روش تدريس (از دبيرخانه ي كشوري )

به من بگو/فراموش می­کنم

به من نشان بده/ به خاطر می­سپارم

ذهنم را در گیر کن/ یاد می گیرم    (یک ضرب المثل قدیم چینی)

 آموزش فعالیتی علمی و دقیق است که کسب مهارت در آن، هم به آگاهی و دانش نیازمند است و هم به تجربه و تمرین. جشنواره های الگوهای برتر تدریس فرصت مناسبی است تا معلمان و دبیران توانایی­ها و خلاقیت­های خود را عرضه کنند وبه محک گذارند، که هم در ارتقای سطح علمی خود کوشیده و هم موجبات ترویج الگوهای تدریس برتر را فراهم آورده باشند.

 آموختن شیوه­های تفکر به دانش­آموزان و فنون درگیر کردن ذهن آن­ها با موضوعات درسی از مهم­ترین فعالیت­های جریان آموزش است. یک معلم آگاه به جای انباشتن حافظه­ی دانش آموزان و بمب باران اطلاعاتی آنان، ذهن آن­ها را تحریک و تشحیذ می­کند تا خود به درک و کشف واقعیات برسند. شیوه­های گردآوری اطلاعات ،تجزیه و تحلیل و سازمان دهی آن ها استنتاج و نتیجه گیری صحیح،  از ضروریات و ویژگی های افراد یک جامعه­ی پیشرفته است. وکسب این صفات به داشتن آموزش و پرورشی علمی و پیشرفته وابسته است. الگوهای تدریس ابزار کاری هستند در اختیار معلم، که بتواند فرایند آموزش و پرورش نوآموزان را به نحوی صحیح و شایسته پیش ببرد. و انسان هایی توانا به جامعه تحویل دهد که هم خوب و درست بیندیشند هم خوب و درست رفتار کنند.

·             تعاریف کلی:اصطلاحات الگوها، شیوه ها و فنون تدریس اغلب دارا ی هم­پوشی هستند و به جای یکدیگر به کار می روند.در ابتدا برا ی مشخص شدن مرز میان آن­ها و روشن شدن ذهن شرکت کنندگان، تعریف اجمالی هرکدام از این اصطلاحات می آید:

 1- الگوهای تدریس(teaching models):چهارچوب و برنامه­ی ویژه­ای است که در آن مراحل تدریس،نقش معلم،نقش دانش آموز،سیستم روابط میان گروهی،منابع و شرایط و... مشخص می شود و مفهومی نسبتاً کلی و عام دارد و در حقیقت، طرح و نقشه­ای است که معلم براساس آن، فعالیت آموزشی خود را اجرا می کند. هر الگو به یکی از نظریه های یادگیری - رفتاری، شناختی و یا فرا شناختی- مرتبط است. الگوهای تدریس را در چهار گروه قرار می دهند:

  1)خانواده­ی اجتماعی 2)خانواده­ی اطلاعات پردازی3)خانواده­ی انفردی 4)خانواده­ی سیستم­های رفتاری (برای اطلاعات بیشتر ر.ک جویس 1376 ،31)

 2- روش­ها یا شیوه­های تدریس (teaching methods) :هر الگوی تدریس دارای شیوه ها وروش های متعددی است؛ که معلم متناسب با اهداف آموزشی، از آن­ها استفاده می­کند؛ مثلاً الگوی خانواده­ی اجتماعی دارای شیوه­هایی چون پرسش وپاسخ، سخنرانی،مقایسه، کارگروهی،تشریک مساعی،حل مسئله،ایفای نقش و... است.

 3- فنون تدریس(teaching techniques): فنون و تکنیک­های تدریس راهکارهایی هستند که معلم در هر مرحله از اجرای روش، به فراخور موضوع و موقعیت، به کار می برد؛ مثلاً، در شیوه­ی مشارکتی می­توان از تکنیک­های بارش مغزی، گروه­های همهمه،گلوله­ی برفی و... استفاده کرد.

 

·             معرفی الگوهای اطلاعات پردازی( information processing): در این مدل دانش آموزان هدایت می­شوند که اطلاعات و داده­ها را جستجو وپیدا کنند، سپس آن ها را سازماندهی و طبقه بندی نمایند و با فرضیه سازی و آزمودن آنها به استنتاج و کشف واقعیات علمی و مباحث مورد نظر برسند. در مراحل اجرای این الگوها، آموزگار نقش هدایتگری دارد و در مقام یک راهنما بر فعالیت­های دانش آموزان نظارت و آن­ها را کنترل می کند. مهم­ترین الگوهای این خانواده عبارتند از:تفکر استقرایی، دریافت مفهوم، کاوشگری علمی، یاد سپاری، افزایش تفکر خلاق و پیش سازمان دهنده

 1-تفکر استقرایی: روش معلم در این الگو از تدریس این است که با طرح سؤال­هایی هدفمند ذهن دانش­آموزان را از جزئیات به سوی کلیات و قواعد موضوع درس هدایت می کند(ر.ک کتاب­های معلم زبان فارسی(راهنمای تدریس) 1، 2و3)

در اجرای این الگو از روش پرسش و پاسخ استفاده می­شود و می­توان از روش های متناسب دیگر مانند کار گروهی،مقایسه و ... نیز بهره گرفت.

 2-دریافت مفهوم:در این الگو معلم نمونه­ها و مثال­هایی که از پیش تعیین کرده است،در اختیار دانش آموزان قرار می­دهد، سپس با هدایت معلم، دانش آموزان با شیوه­ی کار گروهی به تجزیه و تحلیل نمونه­ها و فرضیه سازی می­پردازند و درنهایت به درک مفهوم درس مورد نظر می رسند. (ر.ک کتاب­های معلم زبان فارسی(راهنمای تدریس) 1، 2و3)

 3-کاوشگری علمی:اساس این الگو بر به کارگیری پژوهش و روش­های آن استوار است. و دانش آموز مهارت کاوشگری، حل مسئله و تفکر استدلالی را تمرین می کند. (ر.ک به جویس1376، 215-247)

 4-یادسپاری: این الگو مناسب موضوعاتی است که نیاز به حفظ کردن دارند و معلم با ارائه­ی شیوه­ها و تکنیک­های متناسب چون یادیارها وکلمات تداعی کننده، دانش آموزان را در ذخیره سازی و به یادآوردن مطالب کمک می کند. (ر.ک به جویس1376، -247-272)

 5)افزایش تفکر خلاق:در این الگو دانش آموز به سمت ایجاد آثار بدیع و شکستن باورهای متداول هدایت می شود. در تدریس زبان فارسی نیز در موضوعاتی چون تعریف زبان، تعریف جمله، تعریف فعل،املا و رسم الخط کلمات یا... می­توان با تمرین مهارت تفکر خلاق، دانش آموزان را به سمت نقد قواعد و نظریه­های موجود و طرح تعریف نوین-هرچند سطحی و ابتدایی- هدایت کرد. (ر.ک به جویس1376، 273-310)

 6)الگوی پیش سازمان دهنده: در این الگو معلم برای آموزش مطلب و موضوع جدید، از مجموعه اطلاعات،اصول و مفاهیمی بهره می­گیرد، که دانش آموزان قبلاً آموخته­اند.(ر.ک کتاب معلم زبان فارسی1صص12-14)

·             منابعی برای مطالعه­ ی بیشتر

1.    اکبری شلدره­ای، فریدون و علی اکبر شیری و غلامرضا عمرانی(1382)،کتاب معلم(راهنمای تدریس)زبان فارسی1،تهران شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی،صص10-26

2.    جویس،بروس و مارشا ویل(1376)، الگوهای جدید تدریس، ترجمه­ی محمدرضا بهرنگی، تهران، انتشارات تابان.

3.    حائری زاده، خیریه بیگم(1383)، تفکر خلاق و حل خلاقانه­ی مسئله، ترجمه­ی لیلی محمد حسین، تهران، نشر نی.

4.    صفوی، امان الله(1387)، روش ها،فنون و الگوهای تدریس، تهران انتشارات سمت.

5.    فتحی،عبدالرحیم(1383)،الگوهای عملی در فرایند تدریس،ترجمه­ی پریسا امانی، تهران، انتشارات باغ رضوان.

6.    هاپکینز، دیوید و بروس جویس وامیلی کالهون(1385)، الگوهای یادگیری:ابزارهایی برای تدریس، ترجمه­ی محمود  مهرمحمدی و لطفعلی عابدی، تهران، انتشارات سمت.

روز معلم

همكاران فرهيخته

سلام و درود بر شما پيشگامان دانش و فرهنگ به ويژه پاسداران زبان و ادبيات فارسي

ضمن گرامي داشت ياد و نام استاد فرزانه ي شهيد مرتضي مطهري انديشمند فيلسوفي از تبار خردمندان و فرهنگيان  ،روز معلم را به شما همكاران ارجمند تبريك و شادباش مي گوييم.

ايزد يكتا بر شكوه و استواري راهتان بيفزايد و در پناه الطاف بي كرانش شما را موفق و مؤيد بگرداند .

.

شعري پيشكش به همه ي معلمان عزيز

آنکه نقاش است و نقشی ساخته

با قلـــــــم طرح نويی انداخته

در مسیر واژه های دوستــــــــی

سطر سطــری زآشنایی داشته

آنکه چون اسطوره های پارســی

عین ولامی را به میم  افراشته

هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان

پوششی بر جـــــهل جاهل بافته

آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا

از یرای درس خـــــــــود آراسته

چشمه های معرفت جوشــــد ز او

دانشی از حد فزون انبـــــــاشته

لحظه هایش پر شده از خـاطرات

خاطراتی که زدل جان باخـــته

هرچه از عطرش ببویم کم بود

او گلستان ها ز گل ها کاشته

آنکه معمار است و الگوی همه

لاله ای بر قلب خود بگذاشته

با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد

چون جلوداران به کفران تاخته

آن  معلم آن مرّبی آن که او

از فنونش عالمی پرداختــــــــه

او عزیز است و مقامش پاس دار

چون که یزدان نام او بنگاشته

یعنی از زهد و کلام و علم او

ذره ای از دانشش برداشته