مشکلات خط فارسی حل‌شدنی است؟ / غلام حسين صدري افشار



 وقتی ما زبان پیوندی فارسی را با زبان صرفی عربی می‌نویسیم، همیشه با استثناها مواجه هستیم. اما فرهنگستان باید با ایجاد قوانین برای آراستگی خط فارسی تلاش کند.


همان‌طور که در مقدمه‌ی «دستور خط فارسی» نوشته، خط ما خط عربی است و این خط برای زبان‌های صرفی به درد می‌خورد. در زبانی چون عربی از «ع» و «ل» و «م» می‌توان واژه‌هایی چون معلم،‌ تعلیم، علم‌، علامه‌، علیم و عالم را ساخت، یعنی ریشه با چیزهای دیگر ساخته می‌شود. در حالی‌که فارسی زبانی پیوندی است و در این زبان به اول و آخر واژه چیزی اضافه می‌شود و معنا را تغییر می‌دهد. برای نمونه به «دانش» چیزهایی اضافه می‌شود و واژه‌هایی چون دانشمند‌، دانش‌دوست،‌ دانش‌پرور و از این دست ساخته می‌شود. یعنی کلمه دانش تغییر نمی‌کند و فقط به اول و آخرش چیزی اضافه می‌شود. انگلیسی هم این‌گونه‌ است.


زبان‌ پیوندی نمی‌تواند با رسم‌الخط عربی سراسر قانونمند شود و همیشه استثناهایی باقی می‌ماند. برای نمونه این معلوم نیست که چرا دانش‌پژوه را جدا و دانشمند را سر هم می‌نویسیم؛ بنابراین با این زبان نمی‌توانیم کاملا قانون بگذاریم.


: اولین‌بار در زمان وزارت فرهنگ دکتر خانلری، گروهی زبان‌شناس دور هم جمع شدند و قانونی گذاشتند که تا سال‌ها کتاب‌های درسی ما بر اساس آن تنظیم می‌شد. این قانون‌ها شامل چیزهای ساده بود. برای نمونه به ما می‌گفت «می» اول فعل را باید جدا نوشت. «به» مفعول‌ساز را جدا می‌نویسیم. «ب» تأکید در «برو» و «ب» تزیین را سر هم می‌نویسیم. یا این‌که واژه‌هایی چون دانشسرا و دانشکده سر هم نوشته می‌شود. این دستور کم و بیش جواب می‌داد. اما وقتی کامپیوتر آمد و مجبور شدیم واژه‌ها را سرچ کنیم، این جواب نمی‌داد و باید واژه‌ها را بیش‌تر جدا می‌نوشتیم.


سپس فرهنگستان زبان و ادب فارسی دستور رسم‌الخط فارسی را منتشر کرد و برخی گونه‌های نگارش را مشخص کرد. اما در این کتاب شیوه نگارش برخی واژه‌ها بر عهده‌ی خود نویسنده گذاشته شده است؛ مانند واژه‌ی «پست‌خانه» و «پستخانه» که به هر دو شکل می‌تواند نوشته شود. یا «بی‌نوایی» و «بی‌نوائی»، «زاییدن» و «زائیدن»، «رگ‌برگ» و «رگ برگ» که نگارش‌شان به هر دو صورت درست است. این‌ها نمونه‌هایی است که در کتاب آمده و این کار را برای خواننده دشوار می‌کند. اما حقیقت این است که بیش‌تر از این هم نمی‌توان زبان فارسی را قانونمند کرد.


 اما عده‌ای که جدانویسی را درست متوجه نشده‌اند، حتا شناسه‌ها را جدا می‌کنند.‌ فعل شادی این‌گونه است. این‌که شادم، شادی، شادند،‌ اما برخی می‌نویسند، «شاداند» و این غلط است. چون این کار را سخت می‌کند. چون همه‌ی مردم ایران که فارس نیستند و این آموزش زبان را برای قومیت‌ها دشوار می‌کند و به زبان آسیب می‌رساند.


 البته فرهنگستان نباید به این قوانین بسنده کند و باید آن‌ها را به‌روز کند. برای نمونه ما برای نوشتن اسم‌های فرنگی با مشکلات زیادی داریم. گاه «تورنتو» و گاه «ترنتو» نوشته می‌شود. این دوگانگی برای فهرست‌نویسی مشکل ایجاد می‌کند. همچنین گاه «اتریش‌« با «ط» و گاه با «ت» نوشته می‌شود. این‌ها دردسرساز هستند و در این میان فرهنگستان وظیفه دارد که تکلیف را مشخص کند تا نوشتار ما قانونمند شود.

: این قانونمندی‌ها باید با کمک آموزش و پرورش از کتاب‌های درسی شروع شود تا بچه‌ها و معلم‌ها دچار سرگردانی نشوند. از مدرسه می‌توان این فرهنگ‌سازی را آغاز کرد. مانند «می» و «را» که دیگر جدا نوشته می‌شوند و مشکل آن‌ها حل شده است. بنابراین این تلاش‌ها باید از مدرسه شروع شود و به سایر بخش‌ها گسترش پیدا کند. اما اگر این شلختگی‌ها کم شود و فرهنگستان هم بهتر و با سرعت بیش‌تری کار کند، می‌توان آراستگی را در زبان فارسی شاهد بود.

کلیدر» دومین رمان طولانی‌ جهان

 

 

کلیدر» دومین رمان طولانی‌ جهان 

رمان «کلیدر»، اثر معروف «محمود دولت‌آبادی»، در فهرست طولانی‌ترین رمان‌های جهان پس از اثر معروف «مارسل پروست» یعنی «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» در رتبه‌ی دوم قرار دارد.

به گزارش بخش ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سایت ویکی‌پدیا در گزارشی با درنظر گرفتن عوامل متعددی چون تعداد کلمه‌ها، به معرفی طولانی‌ترین رمان‌های ادبیات جهان پرداخته که در این میان، رمان «کلیدر» نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» در رتبه‌ی دوم دیده می‌شود.

ویکی‌پدیا برای انتخاب طولانی‌ترین رمان‌های جهان سه راه پیش رو داشته؛ اول شمارش تعداد حروف یک کتاب، ‌دوم شمارش تعداد کلمه‌های آن و سوم بر اساس تعداد صفحه‌ها با مبنا قرار دادن 250 لغت در هر صفحه با فونت 12. که در نهایت، شمارش تعداد کلمه‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای کامپیوتری معیار انتخاب طولانی‌ترین رمان‌ها قرار گرفته است.

مسأله دیگری که در این میان حائز اهمیت بوده، تعریف‌های متفاوت از واژه‌ی رمان بوده است. در نهایت، رمان یک نوشته‌ با داستان مجزا که از سوی یک ناشر چاپ شده و یا به صورت الکترونیک منتشر شده و دارای حق تألیف و انتشار برای نویسنده باشد، تعریف شده است. بر این اساس، کتاب‌هایی مثل «ارباب حلقه‌ها» که داستان‌های مجزا داشته و مجموعه‌های «هری پاتر» که یک مجموعه‌ی داستان است، از این رده‌بندی کنار گذاشته شده‌اند.

 

سایت ویکی‌پدیا با تنظیم فهرستی، رمان مشهور «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» نوشته‌ «مارسل پروست» چاپ انتشارات «مادرن لایبرری» را که در هفت جلد و 4211 صفحه به زبان‌ فرانسوی انتشار یافته، با حدود یک میلیون و 200 هزار کلمه به عنوان طولانی‌ترین رمان‌ ادبیات جهان انتخاب کرده است.

کلیدر

رمان «کلیدر» نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» که در سال 1984 در 10 جلد و 2836 صفحه توسط انتشارات «فرهنگ معاصر» به زبان فارسی منتشر شده، با داشتن حدود 950 هزار کلمه در رتبه‌ی دوم قرار گرفته است. «کلیدر» رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت و رمانی حماسی از شجاعت و مردانگی است که شخصیت اول این رمان شخصی به نام «گل‌محمد» است که دولت‌آبادی بیش از 15 سال عمرش را صرف نگارش آن کرده است.

در رتبه‌های بعدی این فهرست چندین اثر کم‌تر شناخته‌شده‌ به چشم می‌خورند تا این‌که در رتبه‌ی سیزدهم به کتاب مشهور «جنگ‌ و صلح» نوشته‌ی «لئو تولستوی» برمی‌خوریم. این کتاب توسط انتشارات «آکسفورد ورلدز لایبرری» به زبان روسی منتشر شده و با داشتن 1440 صفحه حدود 561 هزار لغت دارد. «جنگ‌ و صلح» یکی از آثار ادبی مشهور جهان است که به زبان‌ها مختلفی ترجمه شده است.

در رتبه‌ی هفدهم این رده‌بندی کتاب مشهور «بینوایان» نوشته‌ی «ویکتور هوگو»، نویسنده‌ی مشهور فرانسوی، دیده می‌شود که در قالب یک جلد کتاب با 1488 صفحه و حدود 531 هزار لغت انتشار یافت. این کتاب که یکی از شاهکارهای ادبیات کلاسیک به شمار می‌رود، به زبان فرانسه نوشته شده و طی سال‌ها به زبان‌ها مختلفی ترجمه شده است.

در نهایت رمان مشهور «شوخی بی‌پایان» نوشته‌ی «دیوید فاستر والاس»، نویسنده‌ی مشهور آمریکایی که در سال 2008 در سن 46 سالگی خودکشی کرد، در رتبه‌ی نوزدهم رده‌بندی طولانی‌ترین رمان‌های جهان قرار گرفته است. این کتاب توسط انتشارات «بک بی بوکس» در 1104 صفحه به زبان انگلیسی و با 484 هزار لغت انتشار یافت و به عنوان یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های جهان در سال 2006 در یک نظرسنجی که از سوی مجله‌ی تایم انجام شد، در جمع 100 رمان برتر انگلیسی‌زبان از سال 1923 تا کنون قرار گرفت.

به گزارش ایسنا،‌ محمود دولت‌آبادی دهم مردادماه سال 1319 در دولت‌آباد سبزوار به دنیا آمده است. نخستین اثر داستانی‌اش را با نام «ته‌ شب» در سال 1341 منتشر کرد و از سال 1340 که دوره‌ی تئاتر آناهیتا را گذراند، تا سال 1353 بازیگر تئاتر بود.

کتاب‌های «لایه‌های بیابانی»، «اوسنه‌ی باباسبحان»، «ققنوس»، «ادبار»، «پای گلدسته‌ی امامزاده»، «هجرت سلیمان»، «سفر»،‌ «گاواره‌بان»، «عقیل عقیل»، «آهوی بخت من گزل»، «کارنامه‌ی سپنج»، «باشبیرو»، «تنگنا»، «دیدار بلوچ»، «جای خالی سلوچ»، «روزگار سپری‌شده‌ی مردم سالخورده»، «کلیدر»، «سلوک»، «روز و شب یوسف» ، «آن مادیان سرخ‌یال»، «نون نوشتن» و «میم و آن دیگران» از جمله آثار منتشرشده‌ی این نویسنده‌ هستند

نقدی بر اتهامات فردوسی


 

چه اتهام‌هایی به فردوسی وارد شده است؟ شاعر فروتنی که در سراسر شاهنامه‌ی 60 هزار بیتی خود لب به ستایش خود نگشود، مورد اتهام‌های بسیاری هم قرار گرفت. مدح سلطان ستمگر زمان، زن‌ستیزی و دروغ‌پردازی در روایت تاریخ از اتهام‌هایی است که درباره‌ی حکیم توس مطرح می‌شود.

 فردوسی توسی دست کم 30 سال از زندگی خود را صرف به نظم درآوردن روایت‌های تاریخی از فرهنگ و سنت ایرانی در قالب «شاهنامه» کرد؛ روایت‌هایی که نسل به نسل و سینه به سینه نقل شده و سرانجام به او رسیده بودند. اما از سرودن «شاهنامه» دیری نگذشته بود که زندگی حکیم توس خود به افسانه‌ای بی‌پایان و حکایتی برای سینه به سینه نقل شدن، تبدیل شد.

او که از زندگی آرام و رفاه نسبی‌ای که از نیاکانش به او ارث رسیده بود، صرف نظر کرد تا با یادآوری قهرمانانی چون رستم، به هویت و غرور گم‌شده‌ی ایرانی رنگی نو ببخشد و زبان در معرض نابودی پارسی را زنده نگه دارد، خود قهرمان هیچ افسانه‌ای نشد. پس از سرایش «شاهنامه»، رفته رفته از بسیاری کارها که فردوسی در زندگی انجام داده یا نداده بود، افسانه‌هایی شکل گرفت و دهان به دهان آن‌قدر چرخید که به باور همگانی تبدیل شد، پیش از آن‌که کسی بداند به واقع این افسانه‌ها ریشه‌هایی هم در حقیقت دارند یا نه.

اتهام مدح سلطان ستمگر زمان

باور این‌که سراینده‌ی داستان قیام کاوه‌ی آهنگر بر ستمگر زمانه‌اش، ضحاک، خود به مدح و ثنای ستمگر عصرش محمود بپردازد، آسان نیست. از همین‌روست که دوست‌داران فردوسی بیت‌هایی را که در شاهنامه با موضوع مدح و ثنای سلطان محمود غزنوی آمده است، یک‌سره جعلی می‌دانند و باور ندارند که فردوسی حکیم که در سراسر شاهنامه‌ی خود با آرمان‌خواهی و عشقی بی‌پایان به ایران، به ستایش رادی، پاکی و خرد پرداخته و پهلوانان داستان‌هایش همگی علیه ظلم زمانه برخاسته‌اند، ابتدا و انتهای این نامه را با ستایش سلطان ستمگر و غیرایرانی زمانش آلوده باشد.

چه دوست‌داران فردوسی بخواهند و بپذیرند و چه نه، امروز بیت‌هایی چون «چو کودک لب از شیر مادر بشست / ز گهواره محمود گوید نخست» و «همی گاه محمود آباد باد/ سرش سبز باد و دلش شاد باد» در ابتدا و انتهای «شاهنامه» از حکیم توس نقل شده‌اند. قصه اما به همین‌جا ختم نمی‌شود. حکایت‌هایی هست که قرن‌هاست سینه به سینه میان ایرانیان می‌چرخد، اما هیچ پشتوانه‌ی تاریخی ندارد. می‌گویند فردوسی برای تهیه‌ی جهیزیه‌ی دخترش در سن 70 سالگی ناچار شاهنامه را به سلطان محمود غزنوی پیشکش کرد و چون صله‌ی خوبی دریافت نکرد، با دشنام‌گویی به سلطان از دربار او گریخت و پس از مدتی پنهانی زندگی کردن و فرار، سرانجام درگذشت، هنگام دفن او فرستادگان شاه برایش صله آورده بودند که در حکم نوش‌داروی بعد از مرگ سهراب بود و دخترش هم از پذیرفتن آن سر باز زد... و بی‌شمار افسانه‌های دیگر که هر عقل سلیمی گواهی می‌دهد درخور روایت‌گر داستان‌های نیک «شاهنامه» که جای جای آن از خرد و فرزانگی سراینده‌ی آن نشان دارد، نیست.

اتهام جعل تاریخ

ابوالقاسم فردوسی در سال‌های 329 یا 330 هجری قمری از طبقه‌ی دهقانان و نجیب‌زادگان توس زاده شد. این طبقه‌ی دارای املاک و اموال، دل‌بسته‌ی فرهنگ و تاریخ ایران بودند و راوی روایت‌هایی از سرگذشت پیشینیان. فردوسی توسی نیز پس از مرگ شاعر همشهری خود، دقیقی توسی، که هزار بیت از شاهنامه‌ی منثور ابومنصوری را به نظم درآورده بود، به ادامه‌ی راه او پرداخت و شاهنامه‌ی خود را بر اساس روایت‌هایی که در اصل ریشه در واقعیت داشتند، اما در گذر زمان رنگی از افسانه نیز یافته بودند، سرود. فردوسی روایتگر داستان‌هایی بود که پیش از آن هم سینه به سینه میان ایرانیان می‌چرخید. او نه مورخ بود و نه در حال نگارش تاریخ، با این حال در بخش تاریخی شاهنامه، تا حدود زیادی روایتگر راستین تاریخ هم بود.

اتهام زن‌ستیزی

سال‌ها بیتی از «شاهنامه» به عنوان گواه زن‌ستیزی فردوسی در میان ایرانیان دهان به دهان چرخیده است: «زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این هر دو ناپاک به». این بیت در روایت فردوسی از داستان سیاوش و کیکاووس و سودابه بیان شده است. در این داستان، عشق کاووس به زن پلیدی چون سودابه، چشمان او را بر روی حقیقت پاکی پسرش سیاوش بسته است و فردوسی در بیت پیش از این بیت مشهور آورده است: «به گیتی به‌جز پارسازن مجوی/ زن بدکنش خواری آرد به روی». اما معمولا این بیت و روایت فردوسی از زنان نیکی چون فرانک، تهمینه و رودابه که در آن‌ها زنان را ستوده، نادیده گرفته می‌شود و حکیم توس به زن‌ستیزی متهم می‌شود.

فردوسی و نجات زبان فارسی

فردوسی زبان پارسی را زنده کرده است، اما در میان عوام باوری رواج دارد مبنی بر این‌که فردوسی در سراسر «شاهنامه» حتا از یک واژه‌ی عربی هم استفاده نکرده است. واقعیت این است که در شاهنامه‌ی 60 هزار بیتی، او تنها 800 لغت عربی به کار رفته است و این هم به ضرورت مضمون بوده و هم به دلیل علاقه‌ی فردوسی به واژه‌های پارسی و احیای زبان پارسی در روزگار نفوذ زبان‌های ترکی و عربی در ایران که می‌رفت تا زبان پارسی را برای همیشه به فراموشی و نابودی بکشاند.

فردوسی؛ خداوندگار خرد

فردوسی در سراسر «شاهنامه» تنها یک ادعا درباره‌ی خویش صادر کرد که آن هم به گواه تاریخ تأیید شد: «نمیرم از این پس که من زنده‌ام/ که تخم سخن را پراکنده‌ام». او برخلاف شاعران بزرگ دیگر هرگز برای خود جایگاه خاصی درنظر نداشت و خود را به لقب‌های ریز و درشت ملقب نکرد، اما به عنوان «خداوندگار خرد» شناخته شد. حتا در روایت داستان جنگ‌های رستم با دیوان، با احتیاطی عاقلانه می‌گوید: «تو مر دیو را مردم بد شناس / کسی کو ز ایزد ندارد سپاس».

حکیم توس پس از 80 سال زندگی، در سال 411 هجری قمری درگذشت و در زادگاه خود دفن شد. آرامگاه او در توس، در 20 کیلومتری مشهد، میعادگاه علاقه‌مندان به او و شاهنامه‌ی اوست.

در تقویم رسمی کشور نیز 25 اردیبهشت‌ماه، روز بزرگداشت فردوسی نام‌گذاری شده است.

*پی‌نوشت: بخش‌هایی از این متن برگرفته از مقاله‌های «ادب، تواضع و عفت قلم فردوسی» و «نظر فردوسی درباره‌ی زنان» نوشته‌ی محمدجعفر جعفری است.